فرازی از رنجنامه یک معلول جسمی حرکتی

متن زیرازایمیل مناسب سازی بهزیستی کشور گرفته شده است

به نام  خداوند عدالت و زیبائی ها

 

.......... آسانسور خراب شد و مجبور شدم حدود 70 الی 80 پله را بالا بروم تا به سالن  امتحانات برسم. نفس نفس زنان در حالی که دیگر یارای حرکت نداشتم به طبقه چهارم رسیدم وارد سالن امتحانات شدم که ناگهان صدایی «آشنا» گفت : "  آقاجان یکربع از امتحانات گذشته است همین طور سرتان می اندازید پایین و می روید داخل، بعضی دانشگاه را با ... اشتباه می گیرند. "

 البته اینکه دانشجوی نفر اول دانشگاه امکان دارد دانشگاه را با جای دیگری اشتباه بگیرد قضاوتش با شما. سرم گیج می رفت و نمی  دانستم به خاطر کدامین گناه باید یک ترم عقب بیفتم چون این درس پیش نیاز بود بی اختیار اشکهایم جاری شده بود و من نمی دانستم که فریاد در گلو بند آمده ام را باید بر سر چه کسی خالی کنم

به نظر شما ارزش پنج ماه عمر چقدر است ؟ مشکل از کجا بود ؟ چه کسی باید این مشکل را حل می کرد ؟

 کدام کاوه باید به داد این فریادهای در گلومانده برسد ؟

 تمام پیشرفتهای بشر به دلیل نیاز و احتیاج بشر صورت گرفته است  و رفاه کنونی مردم به کنجکاوی اشخاص تیزبین بر می گردد که نیازها را دیده و درصدد رفع آن برآمدند      " چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید"

 باید درک کرد و در عمل هم به آن رسید " ان اکرمکم عندا... اتقیکم" باید فرهنگ شود که همه با ارزشند باید فرهنگ شود که همه باید از فرصتها به طور مساوی برخوردار باشند و بالاخره باید نادیده ها را دید.

 اگر محمد رضا به دوستانش می گوید: " شما بروید پارک، من نمی آیم" یعنی چه ؟ مطمئناً یک انسان صاحب خرد به راحتی متوجه می شود که او با ویلچر باعث احتمالاً مشکلات دیگری در پارک برای دوستانش خواهد شد

 اگر صدای انسان بی خردی را که در اتوبوس وقتی شما برای سوار شدن کسی را معطل کردید   می شنوید که می گوید : " آقا بیائید بالا کار و زندگی داریم" آنوقت ارزش مناسب سازی بیشتر برایتان جلوه می کرد

مگر گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد ؟ با اندکی تأمل بیشتر به این مطلب فکر می کنیم که اصلاً مناسب سازی چیست ؟ تا چقدر اهمیت دارد ؟ تا چه حدی ارزشمند است ؟ دامنه وسعت آن تا کجاست چه کسی باید به آن بیشتر بیندیشد و نتیجه به چه کسانی بر می گردد ؟

با قدری تأمل بزرگترین مبانی ارزش که همانا عدالت و مساوات اجتماعی است در این حوزه باید بازنگری شود و حتماً مشکل دارد بله حقیقتاً همین ارتباط تنگاتنگ عاطفی انسانها و ویژگیهای بارز و والای بشری است که ما را وادار می کند تا جامعه ای بسازیم مناسب.

در خاتمه پیشنهاد می کنم، اینکه کجا مناسب سازی شود، چگونه مناسب سازی شود و ... از خود جامعه هدف بپرسیم و هرگز فراموش نکنیم که" بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ...  "

اکنون صادقانه و بی تکلف به شخصه به عنوان یک نماینده جامعه هدف هر آنچه را می بایست در طبق اخلاص تقدیم داشتیم دست یاری به سویتان گرفتم

حال این دست ما و این دست شما

: یا علی مدد

/ 4 نظر / 13 بازدید
پرویز صابری

از اینکه توانستم با شما ارتباط برقرار کنم بسیار خوشحالم قصه ای از مناسب سازی خواندم جریان دانشجو!!!!ولی در معاونت توانبخشی شیراز ساختمان جدید قصه بسیار جالبتر و واقعی تری در حال اجرااست و وقتی معلولین شاغل اعتراض میکنند راه حلهائی ارائه میشودبسیار عجیب اصلاً چراپله آنهم جائی که معلولین رفت و آمد دارند ؟! بنظر من اول بهزیستی عیوب خود را در مناسب سازی بر طرف نماید بعد به دیگر ادارات و محلهای ترددمعلولین بهتر است .

مهرداد از تبریز

سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی داری امیدوارم همواره موفق باشی خوشحال می شوم اگر به وبلاگ من هم سر بزنید اگر امکان داشته باشد آدرس وبلاگ من را در لینکهای خود قرار دهید.