مقاومت در مقابل تغییر

 همیشه عده ای هستند که در مقابل تغییرات مقاومت می کنند واین مسئله بارها وبارها در توانبخشی نیز اتفاق افتاده است وتعجب اینکه بسیاری از این مانع تراشی ها ومقاومت ها از سوی کسانی صورت می گیرد که خود توان حضور در هیچ صحنه ای را ندارند وفقط داد وهوار می کنند که مردم کجایید که مملکت دارد از دست می رود وبعضی وقت ها هم رنگ ولعاب دلسوزی ومردم داری به ان می دهند وفکر می کنند که همیشه باید سرنوشت توانبخشی به یک شکل رقم بخورد .این معضل را سالهاست که می بینیم وچوبش را همه به ویژه معلولان کشورمان دارند می خورند وجای تاسف است که بسیاری از افراد در مقامهای مختلف خواسته وناخواسته ،اگاهانه وناگاهانه به اینجور ادمها میدان میدهندوهمین رفتارها باعث میشود که به اسانی هرکسی را افترا می زنند وتخریب می کنند ودر مظان انواع واقسام تهمت ها قرار می دهند وچه اسان هر حرف سبک وبی ربطی را در هر جایی می زنند ومتاسفانه عده ای هم هستند که گوش شنوایی برای شنیدن اینگونه رفتارهای ناهنجار اجتماعی دارند. نکته مهم این است که هیچ کدام از این رفتارهای نابخردانه وگاهی اوقات بیمار گونه نباید مانعی برای افرادی باشد که عاشقانه واگاهانه در خدمت توانبخشی کشور هستند ویقین بدانند که که اینگونه رفتارها همانند قطره های گل الودی هستند که وقتی به دریا می رسند محو می شوند ومردم بهتر از هر کسی خوب وبد ،سره وناسره را تشخیص می دهند ولی قدر مسلم باید با تلاش های شبانه روزی زمانی برسد که این تنگ نظری ها وکوته بینی ها جای خود را به بزرگ بینی وبلند نظری بدهد .وبه این دوستان بزرگوارباید گفت که اتفاقا"کار کردن در یک چنین فصای فکری هنر است واگر در سخت ترین شرایط وبا تمام وجود تلاش کنی وبعد هم بدهکار شوید ارزش کارتان مشخص وچندین برابر میشود واین لطف خداوند است که می خواهد دلسوزان توانبخشی را اینگونه بیازماید.
/ 3 نظر / 7 بازدید
رويا

با صحبت هاتون موافقم.کسی حق نداره زحمت هايی که در اين حيطه دلسوزانه کشيده شده رو ناديده بگيره.ولی يک زمانی ميرسه که آدم حس ميکنه هر چه بيشتر ببدونه و به عمق مطلب دقيق بشه بيشتر ميترسه.ته ماجرا پيدا نيست!!! ميدونيد اگه بخواهيم تغيير کنيم بايد بپذيريم که ما هم اشتباه کردیم. که گیر کار توانبخشی ایران با ادعا و حرف برطرف نمیشه همينطور با غر زدن و بی انصافی نسبت به کارايی که انجام شده.ولی شما فکر ميکنيد چقدر نياز به تغيير رو حس کرديم؟!من اگر نيازی به تغيير حس نکنم از وادی اشنای خودم چرا بايد وارد حيطه ای بشم که امنيت چندين و چند ساله منو به هم ميزنه؟!خوب همين جا که هستم ميمونم و غر ميزنم که راه نجاتی نيست!!!اين هم راحت تره هم اشنا تر!مگه نه؟؟؟پاينده باشيد

محمود افتاده

کارتان درست است

مهدی نجفی

مهندس به فکر ساختن ایران باش . حاشیه ها رو بی خیال .