تکه تکه کردن توانبخشی   
مدتی است که طرح واگذاری بخش حمایتی بهزیستی در قالب بند ش تبصره 14 بودجه 1386که توسط دولت به مجلس پیشنهاد شد مورد بحث رسانه ها قرار گرفته تا اینکه روز گدشته مجلس با غیر بودجه ای خواندن این بند ان را از دستور کار لایحه بودجه کنار گذاشت. حقیقتش هیچکدام از این فراز وفرودها موجب نشده که بخواهم مطلبی در این خصوص بنویسم چرا که عادت کردیم هر از چند گاهی به تصمیم های اینچنینی وبعد هیچ،ودر واقع علت اصلی، اظهار نظر برخی از دوستانی بوده که اتفاقا"دستی هم بر اتش دارندوموافق این برنامه هستند وتحلیلشان این است که بگذاریم کار یکسره شود مرگ یکبار وشیون هم یکبار ،لااقل تکلیف مشخص می شود یا این طرف یا انطرف و...
قبل از پرداختن به اصل قضیه این نکته را یاداور شوم تمام مواردی که در این یادداشت به ان اشاره می شود صرفا"در حوزه توانبخشی است وارتباطی با حوزه امور اجتماعی که در حال حاضر یکی از معاونت های تخصصی بهزیستی است ندارد جرا که ان مقوله ویژگی وتحلیل خاص خودش را دارد وفقط به خدمات حمایتی در توانبخشی اشاره می شود.
 • به نظر می رسد که دست اندرکاران این پیشنهاد خدمات حمایتی را فقط پرداخت مالی ومستمری می دانند ومقوله هایی مثل اشتغال،حمایت های اجتماعی در زمینه های مختلف مثل مناسب سازی،تجصیل واموزش،ایجاد فرصتهای برابر ومساوی،تلفبق ،هزینه های مراکز توانبخشی و...که نیاز به حمایتهای مالی وغیر مالی دارد وعموما"هم در اینگونه موارد هزینه ای به افراد پرداخت نمی شود وبسیار ضروری در بازتوانی معلولین هستند، جزء خدمات حمایتی محسوب نمی کنند.
 • از اینکه نگاه حمایتی مبتنی بر پرداخت مستمری وان هم بدون هدف وضابطه بایستی تغییر کند وبا سازو کار جدید اقدام نمود شکی نیست ولی این موضوع به این مفهوم نیست که باید حلقه های به هم پیوسته توانبخشی از هم گسسته شوند.
 • از طراحان این طرح باید سوال کرد که توانبخشی با این تعریف را از کجا اورده اند که خدمات توانبخشی در یک جا وخدمات حمایتی (با مفهومی که در توانبخشی وجود دارد)در جای دیگریاید ارايه شود ،مگر غیر از این است که خدمات توانبخشی را برنامه ریزی جامع در همه ابعاد جسمی ،روانی واجتماعی می دانیم .
 دنباله مطلب درروزهای اینده تقدیم خواهد شد.
لینک