سیاست های گذشته و حال   
  چند وقت پيش رئيس سازمان بهزيستي كشور درمصاحبه اي با دوهفته نامه مهر نو(پیش شماره اول) در خصوص عملكردخودشان در يكساله اخیر ونیزوضعیت سازمان در مديريت هاي گذشته مطالبی را بیان کردند كه لازم دانستم چند نكته را در اين ارتباط عرض كنم و طرح موارد زير نه به معناي تأييد كامل عملكرد مديران گذشته بهزيستي ونه رد عملكرد كامل مديران فعلي می باشد و صرفاً از باب وظيفه ونقد منصفانه نكات زير را متذكر مي شوم.
 ايشان در پاسخ به این سئوال که ایا در گذشته برنامه ای برای حرکت سازمان وجود داشت گفتند "حداقل من چیزی ندیدم،وروزمره گی وعدم برنامه ریزی ایراد ی بود که به سیاست های پیشین سازمان وارد بود"لذا اگر خوشبینانه به این نظر نگاه کنیم ونگوئیم بي انصافي است،می توان گفت عدم اطلاع است وحداقل این انتظار از مدیران قبلی که هم اکنون نیز در پستهای مدیریتی بهزیستی هستند وجود داردکه اطلاعات لازم را در اختیار روسای جدید بگذارند،وبیان این نکته که هيچ برنامه اي در گذشته وجود نداشته از منظری به این معناست که چند دهه است این سازمان بی هدف و بی برنامه بوده،اگر این چنین است پس در حوزه توانبخشی، تصويب قانون جامع حمايت ازحقوق معلولين وبسیاری از مصوبات دولتی(که بی شک گذشتگان نقش موثر انکار ناپذیری داشتند) ،راه اندازی و گسترش انواع مراكزدولتی و غير دولتي ،راه اندازی و گسترش C B R (به گفته دکتر چاپارل رئیس بخش cbr سازمان بهداشت جهانی که اخیرا"در همایش مدیران بهزیستی که خود ریاست محترم سازمان نیز حضور داشتند، نتایج cbrدر ایران را بسیار تحسین برانگیز دانستند وتاکید بر توانایی قابل توجه توانبخشی در ایران داشتند،ویقینا"این دست اورد یکساله نیست ،هر چند که خود این نظرباید با شرایط ونیازهای معلولین کشورمان تفسیر شود ولی در هر حال یک نگاه بیرونی است وان هم از سوی فردی که اطلاعات خوبی در سطح جهانی دارد ) ، راه اندازي كمي كليه نظام های خدمات توانبخشي در استان ها ونگوئیم کیفی،برنامه ریزی جهت ساماندهی بيماران رواني مزمن و سالمندان كه البته انتقادات زيادي نيز بر پذيرش اين مسئوليت هاي سنگين بدون فراهم بودن بستر لازم و گرفتن امكانات و تسهيلات مورد نياز بر مديران قبلي وارد است ) ، توزيع فراوان وسايل كمكی توانبخشي (در يك مقطع زماني چند ساله در استان ها آنقدر وسايل كمكی توانبخشي توزيع شده بود كه استان ها اعلام مي كردند ديگر نيازي به وسايل توانبخشي ندارند )،شروع و گسترش L .S.E ،رشد كمي و متنوع تشكلها ي معلولين،تربیت نیروهای تخصصی،تشکیل دانشگاه علوم بهزیستی و … اگر برنامه نبوده پس چه بوده،ودر جوزه امور اجتماعی هم به دلیل اینکه معاون قبلی تغییر نکرده بهتر از هرکسی می تواند در این زمینه نقد داشته باشدواطلاعات را در اختیار دوستان قرار دهد،ودر حوزه پیشگیری هم فقط ذکر همین نکته کافی است که بگوئیم تا چند سال قبل انچنان بحثی در این مقوله در بهزیستی مطرح نبوده وبسیار خون دل هاخورده شد تا به وضعیت فعلی که هر چند همه می دانیم خیلی رضایت بخش نیست رسیده ودوستان فعلی یقین بدانند که به این سادگی پیشگیری ،پیشگیری فعلی نشده است وانها وارث دست اوردی هستند که از زحمات سخت وگاها"توان فرسای صدها وهزاران نفرپدیدامده که در ذره ذره های برنامه ها پنهان است که شاید به نظر خیلی ها نیاید وفقط هم سهم مدیران نبوده است ،ودر جوزه های دیگر مثل مشارکت،اشتغال وپشتیبانی هم برنامه های متعددی وجود داشته که خیلی در این مجال نمی توان به ان پرداخت ،و لذا فقط به بحث توانبخشی می پردازیم .
-ايشان دربخشی از مصاحبه خود اشاره کردند که" درگذشته درمعاونت توانبخشی هیچ گزارشی از وضعیت موجودوجود نداشت ،اینکه چقدر معلول داریم ،سازمان به چه تعدادی خدمات می دهد استانداردهای جهانی چیست در صورتي كه ما در يكسال اخير سعي كرديم اين آمارها را سازماندهي كنيم" البته از اینکه يكي از ايرادات مديران گذشته اين بوده كه در زمينه آمار و اطلاعات هيچگاه نتوانستند آن را ساماندهي كنند شکی نیست هر چند كه تلاشهای جسته و گريخته اي نيز صورت گرفت ولي عملاً موفق نبودند ولي بايد اين سئوال را از مديران فعلي پرسيد كه چه برنامه نرم افزاري و آموزشهاي جديد ي را براي استانها پيش بيني كرديد كه بشودادعا نمود بعد از يكسال توانستید به اطلاعات و آمار كامل و مستند و علمي جامعه هدف توانبخشي دست يابيد و اگر منظور تان همان فر مهایي است كه هر از چندگاهی براي استان ها ارسال مي شود وظرف چند ساعت و چند روز آنها را دريافت می نمائيد همان اقدامي است كه گذشتگان داشته اند و در حال حاضر نيز دنبال مي شود و يا چه هماهنگي برون سازماني جدي صورت گرفته كه بتوان ادعا نمود آن بخش از اطلاعات و آماري كه مربوط به دستگاههاي ديگر است لااقل به دست امده،از جمله مركز آمار ايران در سر شماري امسال كه اگر خوب عمل می شدحداقل مشكل توانبخشي كشور از اين باب برطرف می شد در صورتي كه مي دانيم اطلاعات به دست آمده در سر شماري امسال خيلي راهگشاي توانبخشي نخواهد بود و وقتي مامور سرشماری فرق بین معلول ذهني وروانی و دهها سئوال دیگر رانمی داند پس قبول کنیم که می توانستیم بهتر عمل کنیم و خوب مي دانيم كه نقايص بسيارزيادي بر اين سرشماري در خصوص معلولين وجود دارد كه نمي تواند خيلي قابل استناد باشد و حد اقل انتظاري كه وجود داشت در طول يكسال اخير بايد آنقدر رايزني مي شد تا از اين سر شماري كه معلوم نيست چند سال ديگرصورت گيرد (رياست محترم جمهور پيشنهاد دادند كه دولت آمادگي دارد كه زمان سرشماري را از 10 سال به 5 سال كاهش دهند )يكي از مهمترين معضلات توانبخشي را بر طرف مي کرديم .
- ايشان در ادامه صحبت هايشان اشاره كردند كه در گذشته یک استراتژی در کل سازمان حاکم نبود وبرخورداری استان ها از پوشش یکسان نبود واز میزان مستمری مثال زدند که در گذشته یک معلول در یک استان 3000تومان ولی معلول دیگری در استان دیگر 25000تومان مستمری دریافت می نمودوظاهرا" سیاست های پیشین بر این مبنا بوده که مددجو راضی نگهداشته شود.ولي بايد اين سئوال را از رياست فعلي سازمان پرسيد كه چه برنامه راهبردی جديدي به غير از برنامه هاي گذشته در خصوص استقلال و توانمند شدن معلولین ویکسان سازی پوشش در استانها داشته ايد كه لااقل اين نقد را ببپذيريم . واگر منظورتان افزایش اعتبارات وپرداخت مابه التفاوت مستمری می باشد که همین سیاست از اواخر سال 83 ودر زمان ریاست قبلی شروع شده بود ،وجلسات متعددی را برا ی تعیین شاخص هایی که به عدالت نزدیک باشد برگزار کردند هرچند که با مشکلاتی نیز در اجرا مواجه شد ونمی شود به این سادگی گفت که هیچ تلاشی صورت نگرفت،حداقل این نگاه وجود داشت ولی بهتراست به جای نادیده گرفتن زحمات گذشتگان لا اقل از تجارب قبلی استفاده شود.
 - نقد فقدان برنامه در گذشته از يك بعد اينگونه برداشت مي شود كه چندين هزار كارمند بهزيستي در سراسر كشور نيز بدون برنامه بوده اند در صورتي كه بخوبي مي دانيم پرسنل بهزيستي در همه بخش ها با سخت ترين شرايط و كمترين امكانات كار كرده اند و مي كنند و آنقدر عزت نفس و استقلال رأي دارند كه اگر مديرانشان در هر سطحي بخواهند از اصولي كه همه به آن اعتقاد دارند عدول نمايند حد اقل نظرات خودشان را بگويند و تا حد امكان جلوي انحراف را بگيرند و داشتيم در گذشته كه مديران ستادي و استاني كه بر خلاف نظر رياست وقت سازمان بسياري از برنامه ها را اجرا نكردند و يا برنامه هاي بسيارمؤثر ي را در استان خودشان و يا در حيطه مديريتي شان اعمال نمودند که نمونه های زیادی را می توان نام برد.
 - اين نكته را مي دانيم كه كار در بهزيستي بسيار مشكل است و شايد يكي از جدي ترين مشكل پيش روي بهزيستي همين است كه بسياري از آفراد وحتی مسوولین فكر مي كنند فقط بهزيستي در قبال معلولين مسئوليت دارد و خود تغيير اين نگاه و مجاب نمودن دیگران نسبت به انجام وظایفشان دربرابر معلولين سالها تلاش مستمر و با ثبات وعلمی را مي طلبد كه به اين سادگي امكان پذير نمي باشد و مگر بهزيستي به تنهائي چقدر مي تواند مشكلات را بر طرف نمايد لذا بسيار سطحي نگري است كه فكر كنيم حالا يك رئيس سازمان و يا معاون توانبخشي كه منصوب مي شود بتواند بسياري از خواسته ها را بر اورده سازد و در مقابل هم نبايد مسئولين اين توقع را ايجاد كنند و هيچ چيزي بهتر از بيان واقعيت ها به مردم نيست هر چند كه تلخ باشد و در بخشي از مصاحبه رياست محترم سازمان نيز اشاره اي به آنها شده است و به نظر مي رسد كه هر چقدر زمان می گذرد سختی كار بيشتر دستگير دوستان می شود و نگراني که همواره در گذشته وجود داشته و حالا هم وجود دارد اين كه مسئولين عاليرتبه سازمان به طور عميق و ريشه اي به حل مشكلات نپردازند و مديريت هاي سازمان در سطوح مختلف تحت تأثير جريان هاي حاشیه ای قرار گيرند . گاهي اوقات كه التهاب و مصاحبه ها و اظهار نظر ها ی برخي از مديران جدید را مي بينيم ياد گذشته ها براي ما تداعي مي شود كه تا كي تكرار مكررات و آزمون و خطا و انصافاً‌ مگر معلولين ، و ما مسئولين چقدر فرصت داريم كه اين همه موقعیت ها را از دست ميدهيم و روز از نو،روزي از نو، و مد نظر من هم گروه و يا حزب خاصي نيست ولي به جرأت مي توان گفت كه معلولين و جامعه هدف طاقت اين همه اعمال سلیقه ها و آزمون و خطا ها را ندارند و آنقدر بايد در اين بخش حساب شده كار كرد كه درصد خطا را تا حد امكان كاهش داد و هستند افراد بسيار با تجربه و عالم و آگاه و دلسوز كه بتوانند در اين درياي پر تلاطم كشتي طوفان زده را به سلامت به ساحل رهنمون كنند و آيا اين فرصت تا كنون به اين افراد داده شد ؟ - ایشان در بخشی از مصاحبه خود گفتند که پیش از این بهزیستی اهمیتی در حدود درجه2و3داشت ودسترسی به رئیس جمهور ووزرا بسیار دشواربود،ولی شواهد وقرائن اینگونه نشان می دهد که روسای پیشین با توجه به سوابق دیرینه سیاسی وسوابق کاری گوناگونی که داشتند اگر نفوذشان در دولت ومجلس زمان خود بیشتر از نفوذ رئیس فعلی سازمان نبوده باشد یقینا"کمتر نبوده که از نمونه های بارز ان می توان بازدیدهای متعدد ومکرر مسوولین عالیرتبه کشوری وقت رااز مراکز بهزیستی نام بردویا قوانین ومصوبات مختلفی که در گذشته از طریق مراجع قانون گذاری واجرا یی به تصویب رسیده است،ولی به نظر میرسد که مشکل فقط این نیست که چقدر با وزرا و...ارتباط داشتیم بلکه اثرگذاری این ارتباطات مهم است وبه قول دکتر هلاندر برای تغییرنگرش صرفا"اگاهی کفایت نمی کند بلکه تشخیص ،مشارکت ومسوولیت نیز لازم است وایا به چه میزان این رایزنی ها توانست تغییرنگرش ایجاد نماید فعلا"برای قضاوت زود است.ولی این راباید پذیرفت که کاربسیار مشکلی است.
 - در خاتمه ذكر اين نكته را ضروري مي دانم كه وظيفه شرعي ، اخلاقي و ایرانی بودن ماست كه مسئولين را به طور مستمردر معرض نقد وسوال البته نقد منصفانه قرار دهيم كما اينكه در گذشته نيز همواره اين كار انجام شده و در آينده نيز ادامه خواهد داشت و شايد يكي از مهمترين عوامل بالندگي و رشد در حوزه توانبخشي كشور همين راه باشد و در مقابل، مسئولين نيز بايد از اين نقدها استقبال كنند و اگرپاسخ وافی و كافي برای همه این سوالات وجود دارد نه توجیه ،به دفاع از عملكرد خود بپردازند و شايد برخي از زوایایی كه از نظر ما پنهان مانده روشن شود و لااقل يك طرفه به قاضي نرفته باشيم .وبر این نکته نیز تاکید کنم که با نگاه انحصاری،توصیه وسفارش،بده وبستان و...نمی توان سازمان هایی مثل بهزیستی را اداره نمود وحالا هر حزب وگروهی باشد فرقی نمی کند،چه در گذشته وچه در حال هر جایی که این رد پای نامبارک را دیدیم، معضلات وعقب افتادگی ها،زیر پاخالی کردنها ،تسویه حساب های شخصی وجناحی، افراد شایسته را منزوی کردن،فقط شعار دادن وان هم شعارهایی که خیلی ها رامی فریبد،گم شدن هدف و...را هم دیدیم،وهمین گونه بوده که بسیاری از فرصت ها را از دست دادیم ومی دهیم وباید به خود بیائیم وفرصت بسیار کم است.ولذا مطالب فوق رد و تائید جریان وگروه خاصی نیست بلکه یک نقد منصفانه است ودرگذشته هم همینطور بوده وبه جرات می شودگفت به مراتب شدیدتر وبیشتر،کسی چه می داند شاید چند سال دیگر وحکومت افراد دیگری بر سازمان ،مجبور شویم از ان بخش خدمات خوبی را که شما انجام خواهید داد وتازه از راه رسیده ها نادیده می گیرند دفاع نمائیم ،،ولی شاید فرق بسیاری ازافراد درون سازمان وجامعه هدف بهزیستی وخاصه معلولین کشورمان با دیگران این باشد که همه جور رئیس رادیدند هم جوانش راوهم پیرش را(ریاست محترم سازمان معتقدند که بهزیستی نیاز به تحول دارد وجوانها بهتر می توانند این تحول را ایجاد نمایند ،ولی واقعیت ومشکل چیز دیگری است ودیدیم در گذشته که اگر روسای قبلی خیلی جوان نبودند ولی بسیاری از مدیرانشان جوان که چه عرض کنم بلکه خیلی جوان بودند) وبا سیاست های گوناگون وگاها"متضاد ودر مقابل هم بارها بارها مواجه شدند وبا تمام وجودشان ان را لمس کرده اند ودیگر هر پاسخی نمی تواند انها راقانع کندوصعوبت کار رانیز می دانند ولی حداقل توقعی که دارند این است که اگر روح تشنه را نمی توان سیراب نمود لااقل اب را نشان داد نه سراب را .
لینک