ادامه بحث قبلی   

بسياري از افراد در جامعه گمان مي كنند كه معلوليت شنوايي نقش چندان مهمي در زندگي فرد ندارد ولي اگر كمي عميق تر به اين قضيه نگاه كنيم وزندگي يك فرد رابا محروميت شنيدن وسخن گفتن بررسن كنيم مي بينيم كه چه مشكلات پيچيده اي را در زندگي فرد بوجود مي اورد و به ويژه اگر جامعه واطرافيان فرد نتوانند وي رادرك كنند . نكته اي كه بايد در خصوص كودكان ناشنوا به ان توجه كافي داشت يادگيري زبان مي باشد وتحقيقات گسترده اي تاكنون در اين زمينه صورت گرفته ، عده اي دوره حساس فراگيري زبان را را از تولد تا دوازده سالگي وعده اي كوتاهتر مي دانند وبه شش سال اول زندگي محدود كرده اند و معتقدند در شش ماه اول زندگي اصوات محيطي خصوصا" اصوات گفتاري به بهترين نحو دريافت ميشود ، و نكته مهم ومورد تاكيد همه محققان اين است كه هر چه سن كودك كمتر باشد موفقيت وي براي يادگيري زبان بيشتر است وزماني اين مهم ميسر خواهد شد كه بتوان به موقع به مشكل كودك پي برد وبا اگاهي كه والدين پيدا مي كنند نسبت به اموزش ودريافت خدمات لازم براي فرزندشان اقدام نمايند .

    بطور كلي رشد اجتماعي وشخصيتي افراد بستگي زيادي با نحوه ارتباط با ديگران دارد ودر ميان افرادشنوا زبان رايجترين ومهمترين ابزار برقراري ارتباط است ودر ميان افراد ناشنوا نيز بايد اين ابزارها با شيوه درست تقويت شود و به همين دليل اكثر تعاريفي كه از ناشنوايي از نيمه دوم قرن بيستم به بعد شده به با مسئله تكلم ومراوده كلامي مربوط مي گردد زيرا ناشنوايي با ناگويايي قابل لمس تر است و سنگيني فقدان اين حس مهم بشري از اين طريق بهتر نمايان مي شود در صورتي كه در دهه 1930-1940 ميلادي بسياري از تعاريف ناشنوايي در رابطه با اثرات نا مطلوب ناشنوايي در گذران زندگي بوده است .

     ميدو( 1975 ) معتقداست كه اشكالات شخصيتي افراد ناشنوا نسبت به افراد شنوا چندان شديد نيست واشفتگي شديد هيجاني رواج بيشتري ندارد بلكه افراد ناشنوا مشكلات زندگي بيشتري دارند واين نظريه دقيقا" مخالف نظر افرادي است كه به دليل عدم شناخت صحيح از نا شنوايان تصور مي كنند كه انها نسبت به افراد شنوا از رشد اجتماعي كمتري برخوردارند لذا براي اينكه بدانيم يك فرد ناشنوا تا چه اندازه دچار مشكلات رفتاري مي شود بايد به نحوه پذيرش و برخورد افرادي كه در محيط زندگي وي حضور دارند را بررسي نمائيم .بنابر اين اسيب ديدگي شنوايي به خودي خود باعث بروز مشكلات رفتاري نمي شود بلكه نحوه پاسخ افراد حاضر در محيط وبه ويژه نزديكان ووالدين او مي توانند بيشترين تاثير را در اين بين داشته باشند .

     نكته اي كه متاسفانه خيلي به ان توجه نمي شود ومنجر به انزوا وتشكيل گروههاي متعدد ناشنوايان مي شود بي مهري وكم توجهي به انها وعدم تمايل برقراري ارتباط افراد شنوا با انهاست كه نهايتا" منجر به تشكيل گروههاي همسان در انها ميشود وبه همين دليل و شايع بودن ان به گروههاي ناشنوايان گروه اجتماعي اطلاق مي شود و اين مشكل در معلوليت هاي ديگر اصلا" ديده نمي شود ويا بسيار نادر است .

     وقتي بك كودك ناشنوا در محيط خانواده واجتماع در ميان افراد شنوا زندگي مي كند واز امور زندگي كنار گداشته مي شود وبه عبارت ديگر در حاشيه حضور دارد به مرور زمينه هاي انزواي او فراهم مي شود واين مسئله در رشد شخصيت وي تاثير بسيار نامطلوبي را بجا مي گذارد وجبران ان هم در اينده بسيار مشكل وشايد هم غير ممكن باشد .  

 

 

 

 

 

 

لینک