تشكر   

از همه دوستان وبزرگواراني كه به صورت حضوري وتلفني ويا از طريق ايميل و وبلاگ بنده را راهنمايي مي كنند واظهار لطف نمودند  تشكر ميكنم حقيقتش را بخواهيد من خودم خيلي احساس گناه مي كنم وبه عنوان يك نبروي تخصصي توانبخشي كه اگر لياقت و توانايي اش را داشته باشم و با قريب به دو دهه  حضور درصحنه هاي مختلف توانبخشي وامور معلولين هميشه حسرت خوردم كه چرا بايد ما اينقدر شرمنده معلولين كشورمان باشيم مگر چه فرقي است بين اين عزيزان ومعلولين خيلي از كشورهاي ديگرنه اينكه منكر خيلي از زحمات شوم ولي واقعيت اين است كه ما خيلي ازفرصت ها را از دست داديم وميدهيم وخيلي ازاصول را كنار گذاشتيم وبه غير اصول چسبيديم وفكر ميكنيم خدمت ميكنيم و اتفاقا" مشكل ازما نيروهاي توانبخشي شروع ميشود كه اجازه ميدهيم هركسي كه از راه رسيده  واصلا" نمي داند معلول كيست وچه ميخواهدهر طور دلش خواسته و سليقه اش ايجاب كرده عمل نمايد ونه تنها مقاومتي نكرديم بلكه با توجيهاتي كه همواره با خودمان داشتيم يا خود را كنار كشيديم ويا همراه شديم ويا ... البته هستند افرادي كه تحت هيچ شرايطي قداست وحرمت وافتخار در خدمت معلولين بودن را با هيچ چيزي معامله نكردند و نمي كنند ولي كم هستند و اين كافي نيست  شايد يك انقلاب ودگرگوني جدي در امور معلولين وتوانبخشي در كشورمان بايد صورت بگيرد و در خيلي از زمينه ها بايد ازنو شروع كرد واينگونه حركت هاي لاك پشتي روزمره  دردي رادوا نمي كند و واقعا" نمي دانم ،بعضي وقتها از افرادي هم كه توقع داشتيم  مرهمي را نديديم چه رسد به غريبه ها .

لینک