ادامه بحث واگذاري مسئوليتهاي بهزيستي

 

چگونه است كه بر خلاف سياست هاي راهبردي كشور در برنامه هاي توسعه ونيز چشم انداز بيست ساله ، شهرداري تهران كه به نوعي يك نهاد دولتي است هر روز تلاش دارد تصدي امور بيشتري را به عهده گيرد .

تجربه ثابت كرده كه با تغيير نام ها ومسئوليت ها وحذف واضافه تشكيلات ونهادها بدون بستر سازي وتوجه به اصل وريشه مشكلات نه تنها هيچ معضلي حل نخواهد شد بلكه اتلاف سرمايه مملكت را به دنبال خواهد داشت كه نمونه بارز ان تشكيل وزارت رفاه و تامين اجتماعي مي باشد كه عملا" شاهد هستيم تشكيلات جديد به علت عدم واگذاري اختيارات وساز وكار لازم وتوجه به اصل واساس مشكلات  انتظارات و وظايفي كه تعريف شد نه تنها براورده نشد بلكه سردرگمي هاي جديدي را براي خيلي از دستگاهها به وجود اورده است هر چند كه خيلي از افراد اين واقعيت را انكار مي كنند .

 اگر بحث مديريت وتوان فردي مديران مطرح است باز تجربه و شواهد نشان مي دهد كه     خيلي ضابطه مند  در عزل ونصب مديران عمل نكرديم كه لااقل دلمان خوش باشد كه اگر تصميمي اصولي است پايدار بماند وبا تغيير مديريت ها به فراموشي سپرده نشود لذا به مديريت هاي سليقه اي عادت كرديم وچرا هميشه مي خواهيم از طريق ازمون وخطا و تخطئه ديگران كار كنيم و انصافا" مگرچقدر عمر وسرمايه در اختيار داريم كه به اين سادگي انها را ازدست ميدهيم .يك نمونه اي را كه تجربه خودم بوده برايتان نقل كنم . به يكي از شهرداران يك شهر بزرگ مراجعه وعرض كرديم جناب شهردار چند سالي است با بيش از صدها جلسه ومكاتبه معضل مناسب سازي را  پي گيري ميكنيم و نتيجه اي حاصل نشد حالا شما كمك كنيد كه اين مشكل برطرف شود و ايشان گفتند از گذشته اطلاعي ندارم واز دوباره اگر ... يعني گذشته همه هيچ . حقيقتش با اظهار نظر شهردار به ياد صحبت يكي از اساتيد دانشگاه افتادم كه مي گفت بازديدي را از چند كارخانه در كشور ژاپن داشتيم ودر طول چند روز بازديد، فردي به همراه مدير عامل در تمام جلسات وبازديد ها حضور داشتند حتي در جلسات محرمانه و هيچگونه اظهار نظري نيز نمي كردند ، بعد از چند روز از مدير سوال كردم كه ايشان كيستند ،  گفتند مدير عامل اينده ، ديگر شما خودتان تا اخر قضيه را بخوانيد .

در معضلات اجتماعي يك دستگاه و چند سازمان نمي توانند مشكلات را حل نمايند بلكه يك عزم ملي ،اعتقاد جمعي وتعريف درست از شرح وظايف ها كه همه ملتزم به ان باشند وبا تغيير مديريت ها دچار استحاله نشود را مي طلبد و نگاههاي سطحي درست نيست بلكه بايد بسيار عميق تر انديشيد. مثالي عرض كنم چرا بهزيستي در مقوله توانبخشي و احقاق حقوق معلولين نمي تواند موفق باشد ايا فكر مي كنيد كه تمام تقصيرها متوجه بهزيستي است ومشكل از انجا شروع مي شود كه فكر ميكنيم همه مشكلات معلولين فقط جسمي است وفقط هم بهزيستي بايد به معلولين خدمات ارائه كند مثلا" مسكن بسازد ، درمان كند ، شغل ايجادكند ، اموزش دهدو... يعني نگاه غلط و جدا كردن گروهي از افراد جامعه از ديگران و به فراموشي سپردن بسياري از وظايف در قبال انها وبه همين دليل امروزه معلولين معتقدند به جاي اينكه مارا به حداكثر توانايي برسانيد شرايط جامعه را مهيا كتيد كه مارا بپذيرند ونمونه بارز ان معلولين موفقي هستند كه جهت حضور در صحنه هاي اجتماعي با مشكلات جدي مواجه هستند وبسيار ساده لوحانه است كه بگوئيم يك دستگاه به تنهايي مي تواند همه مشكلات را حل نمايد لذا شيوه كارساز مديريت در شرايط فعلي بايد واقع گرايانه ودر جهت اعمال شيوه هاي متناسب با شرايط وقابليتهاي جامعه باشد وبا ايجاد زمينه هاي مناسب نگاه وتمايل به كار گروهي ودسته جمعي حاكم شود نه نگاه انحصاري وسليقه اي .          

  

 

لینک