ادامه بحث تيم هاي سيار توانبخشي

 

ضرورت وجود تيمهاي سيار توانبخشي بر كسي پوشيده نيست وامروزه نيز در دنيا از سيستمهاي ارائه خدمات توانبخشي مبتني بر موسسات، فراموسسه اي ،ومبتني برجامعه استفاده مي شودوهيچ كدام از سيستم ها نافي روشهاي ديگر نيست وگاهي اوقات افراط وتفريط هايي را در برخي از مقاطع مي بينيم كه خيلي قابل قبول نيست مثل گسترش رقابت گونه مراكز در استانها وگاهي تاكيد بيش از حد بر خدمات توانبخشي مبتني بر جامعه . ولي نكته مهم اين است كه همه روشهاي فوق در جاي خود صروري است ولي كجا وچه زماني وتوسط چه كساني وبا چه امكاناتي جاي بحث دارد.لذا اين تيمها به عنوان يكي از راهبردهاي اساسي در توانبخشي مطرح هستندزيرا بسياري از معلولين امكان استفاده از خدمات مراكز توانبخشي را ندارند واين وظيفه دولت است كه با جلب همكاري نهادها وجامعه امكان ارائه خدمات را براي انها فراهم نمايد. وتاكيد بر دولت به اين مفهوم نيست كه حتما" تيم ها در قالب دولتي شكل گيرد چرا كه تجربه ساليان اخير ثابت كرده تيم هاي دولتي به دليل موانع متعددي كه وجود دارد خيلي در اجرا موفق نيستند بلكه بايستي از پتانسيل هاي جامعه استفاده كرد . نكته قابل تامل اين است كه اين نوع  ارائه خدمات بسيار گران و صرفا" متمركز بر فرد وخانواده است و اصولا" براي دولتها هم امكان پذير نيست كه به صورت كامل خدمات توانبخشي را در محل سكونت معلولين ارائه دهند لذا يكي از برنامه هاي اصولي و اساسي ، برنامه ريزي و توجه جدي به سطوح پيشگيري و بعد هم درمان مي باشد وعملا" هر سال سطح كمي و كيفي خدمات به علت شيوع رو به تزايد معلوليت ها كه علل مختلفي دارند كاهش مي يابد وبه ويژه در كشورمان كه متاسفانه از نظر سوانح وحوادث در وضعيت نامطلوبي به سر مي بريم ودر بررسي علل ايجاد معلوليت ها مي بينيم كه اكثر عوامل حوادث وسوانح بوده كه به راحتي قابل پيشگيري مي باشد ونكته مهمتر اينكه تعداد زيادي از افرادي كه دچار اسيب هاي جدي نخاعي شده اند فقط در اثر نقل وانتقال غير اصولي وعدم ارائه خدمات به موقع پزشكي دچار معلوليت شده اند .

بررسي ها نشان مي دهد كه بيش از ۷۵ درصد عوامل منجر به معلوليت هاي نخاعي در اثر ضربه وتروما و بيش از ۷۰ درصد در بين مردان وقريب به ۵۰ درصد در روستاها بوده بنابر اين ضرورت توسعه وتقويت تيم هاي سيار بيش از پيش احساس مي شود ، ولي اين راهبرد زماني مي تواند اثر گذار باشد كه به نكات زير توجه شود .

1)     تيم ها با كليه اعضاي تخصصي خود وكاملا" علمي و كاربردي شكل گيرد وصرف تشكيل تيم هايي كه فاقد پزشك و نيروهاي تخصصي توانبخشي باشد نمي تواند مفيد باشد وفقط اتلاف وقت وسرمايه واماري براي گزارش عملكرد خواهد بود .

2)     تيمها بايد پشتوانه علمي و اعتباري داشته باشند وعلاوه بر ارتقاي اطلاعات علمي وتخصصي اعضاي تيم ها بايستي بودجه واعتبار لازم در اختيار تيم قرار گيرد تا با تشخيص گروه هزينه شود

3)     سقف پرداختي هزينه هاي ماهانه بهداشتي معلولين ضايعه نخاعي به صورت هدفمند ودر راستاي ارائه خدمات توانبخشي چندين برابر افزايش يابد . مطالعات در دنيا نشان ميدهد كه هزينه سرانه يك فرد ضايعه نخاعي بين۴۰۰ تا۸۰۰ هزار دلار ودر ايران هزينه هاي اضافي كه به يك معلول ضايعه نخاعي و خانواده وي در ماه تحميل مي شود بيش از ۲۰۰۰۰۰ تومان است .

4)     سيستم درماني كشور بايد به موقع به درمان اين افراد بپردازد چه افرادي كه در اثر سانحه ويا حادثه در معرض اسيب نخاعي هستند وچه افرادي كه دچار اسيب نخاعي شده اند وجهت پيشگيري از تشديد معلوليت بايد سريعا"درمان شوند واينطور نباشد كه يك معلول ضايعه نخاعي كه دچار زخم بستر شده در يك استان هيچ بيمارستان دولتي حاضر به پذيرشش نشود ودر بيمارستان خصوصي وان هم با هزينه هنگفت درمان شود ، البته بهزيستي از سالهاي گذشته بيمه مكمل درمان را به خدمات خود اضافه نموده كه اقدام خوبي بوده ولي بايد براي كليه معلولين گسترش يابد واز برخي محدوديت هايي كه قائل شده اند بكاهند وبايد طوري برنامه ريزي نمود كه معلولين ديگر دغدغه درمان نداشته باشند ودر ضمن اثر بخشي خدمات تيم هاي سيار تحت الشعاع درمان قرار نگيرد.

5)     تيم ها تا حد امكان درگير كارهاي اجرايي مثل توزيع لوازم بهداشتي وكمكي نشوند وكليه خدمات بهداشتي ،درماني،وتوانبخشي در قالب بيمه تعريف شود تا هم معلولين قدرت انتخاب داشته باشند وهم كيفيت خدمات افزايش يابد .

6)     به جاي اينكه منتظر باشيم تا هرروز تعداد افرادي كه در اثر عواملي كه به راحتي قابل پيشگيري است دچار معلوليت شده وبه جامعه افزوده شوند برنامه جدي وعلمي پيشگيري از معلوليت ها را در اولويت كارهايمان قرار دهيم واين برنامه يك عزم همگاني ودر سطح ملي را مي طلبد نه اينكه در سطح يك دستگاه وسازمان وان هم مقطعي و سليقه اي . به برخي از حوادث وسوانح از زبان خود افراد اشاره اي داشته باشيم

 

·        بعد از تعطيل شدن مدرسه ودر مسيري كه به خانه مي امدم در داخل چاهي افتادم كه بعد از چند ساعت به سختي مرا از چاه بيرون اوردند.( يك دانش اموز دختر 13 ساله )

·        در هنگام رانندگي وسبقت گرفتن در يك بولوار به علت لجبازي راننده كاميون وراه ندادن به من چرخ كاميون به ماشين پرايدم گرفت وان را واژگون كرد وبه علت خارج كردن من با زور و فشار باعث گرديد كه قطع نخاع شوم .( خانم۲۳ ساله )

·        در روستا از درخت گردو پرت شدم ودوستانم براي رساندن من به بيمارستان در شهر مرا پشت وانت نيسان خواباندند ودر نزديك شهر در اثر تكان هاي شديد ماشين احساس كردم چيزي از بدن من جدا شده است .(اقاي۴۸ ساله )

·        دانشجوي سال سوم پزشكي بودم وبا دوستانم به شنا رفتيم كه در اثر شيرجه زدن دچار اسيب نخاعي شدم.( جوان۲۴ ساله )

·        قبلا" نجار بودم وديدم وضع كاسبي خوب نيست ماشيني خريدم تا مسافركشي كنم ، در جاده با سرعت 100 كيلومتر به چاله اي رسيدم وناگهان فرمان ماشين را برگرداندم ولي ماشين منحرف و واژگون شد وبه علت نبستن كمربند در زير ماشين گير كردم وچند نفر مرا به زور از زير ماشين بيرون اوردند كه منجر به قطع نخاعم شد.(مرد ۵۰ ساله )

·        پنج فرزند دارم وبا كارگري امور زندگي را پيش مي بردم يك روز به علت ايمن نبودن داربست از ساختمان سه طبقه اي پرت و قطع نخاع شدم.( اقاي۴۶ساله )

·        خانواده ما تعدادي گوسفند داشت ومن براي چرا انها را به صحرا بردم كه چند نفر به قصد دزديدن گوسفندان به من جمله كردند وبا اصابت گلوله اي قطع نخاع شدم.(جوان۲۴ ساله )

·        دو تركه سوار موتور سيكلت بوديم كه با سرعت زياد به يك ماشين برخورد كرديم وباعث قطع نخاعم گرديد.(جوان۱۹ ساله )

·        در اثر برخورد يك گلوله ساچمه اي۱۸ سال پيش دچار قطع نخاع وزنداني اين تخت شدم.(جوان۳۵ ساله )

·        به همراه شوهرم و فرزند۴ساله ام به مراسم عروسي يكي از بستگانم ميرفتيم زماني كه به محل مراسم رسيديم همسرم ماشين را به سمت شانه خاكي جاده هدايت كردودر همين هنگام كاميوني از پشت به ما زد كه منجر به قطع نخاعم از ناحيه گردن شد ( خانم۲۵ ساله )

·        در اثر برخورد يك كاميون در تونل به ماشينمان كه از ظاهر راننده هم مشخص بود كه اعتياد دارد سه دستگاه ماشين به هم پرس شدند (خانم۲۸ ساله ).

همه مواردي كه اشاره شد بيانگر اين واقعيت است كه در اثر يك بي احتياطي،سهل انگاري،نااگاهي،و...فرد وجامعه سالها بايد تاوان پرداخت نمايد وهمه اينها خطاهاي انساني را نشان ميدهد گاهي خود فرد مقصر است وگاهي ديگران ، در هر حال بخش اعظمي از اين سوانح وحوادث قابل پيشگيري هستند پس چرا يك اقدام جدي به عمل نمي اوريم وبا هزينه هاي بسيار كم از اين همه خسارت هاي جسمي ،رواني،واجتماعي وعاطفي جلوگيري نمي كنيم .

ادامه مطلب روزهاي بعد تقديم خواهد شد.

                                                                                                                                 

 

لینک