يادداشتهای روزانه يک معلول   

درطول زندگي هر شخص، معلوليت نهفته است ،پيري و دوران كهولت سن و يا حادثه که هيچگاه خبر نمي كندولي مانند هميشه انسانهاي سالم در خوابي خوش بسر مي برند وگرنه در فكر اين بودند كه حتي براي روزي كه هيچكس نمي تواند آنرا منكر شود تمهيداتي در نظر مي گرفتند . کارمند بانك در صورتي که بر اثر حادثه ای پايش بشكند،اگرمحل كارش مناسب سازي شده باشد مي تواند به راحتي در محل كار حاضر شده و به كار خود ادامه دهد و براي ورود و يا خروج و با استفاده از سرويس بهداشتي دچار مشكل نشود.اما يك فرد معلول كه در اثر فلج اطفال دچار عارضه اي از قبيل از كار افتادن هر دو پا شده باشد در محل کارو زندگي با مشكلات بسياري روبرو خواهد بود از جمله استفاده از توالت و حمام كه براي افراد غیر معلول تعبيه شده است ولي چون از كودكي در خانه پدري با اين مشكل زندگي كرده است به نحوي از ساير عضلات بدن براي گذران زندگي استفاده مي كند از اسكيت از چهار پايه و از صندلي كه حمل و جابجايي با انهاجزیي از وجودش مي شود بايد كمك گیرد خودم نيز از ناحيه دوپا از سن دو سالگي دچار فلج اطفال شدم ، در طي دوران جواني پاره شدن شلوار به وسيله آهن هاي بريس براي من تبديل به معضلي شده بود زیرا جوان هميشه مي خواهد ديگران او را فردي شيك پوش بدانند و به دنبال مد مي رود و اين از مقتضيات دوران جواني است و نحوة راه رفتن و نگاه مردم او را رنج مي دهد سعي مي كند كمتر راه برود و يا اهميتي به نگاه مردم ندهد پرخاشگر مي شود و اكثراً از ضعف مالي رنج مي برد ،يادم مي آيد براي من از دوران كودكي و نوجواني كفش پوتيني درست مي كردند و من هم كفش را با كارد و اره مي بريدم و بدون اينكه ديده باشم و يا شنيده باشم براي خودم اينشو درست مي کردم .براي پاره نشدن شلوارهايم دور شلها پارچه مي پيچيدم و پشت شلها را اسفنج و چرم می زدم . خلاقیتهای زیادی را در محل کارم از خود نشان میدادم ولی کسی درکم نمی کرد ومسئول واحدم می گفت تو مال بیت المال را به هدر می دهی،ولي هدف من هميشه بهتر شدن زندگي معلولين بوده و هيچ وقت دنبال اسم و رسم نبوده ام و اهميتي هم نداده ام .تي استراپ ، ساختن انواع قفلهاي باز و بسته شونده اتوماتيك ومكانيكي دراپ لوك ، ساختن زانوبندهاي با اندازه هاي گوناگون براي پروتزها ، و….همه براي راحتي معلولين بوده چون خود زجر مي كشيدم و در زمستان سرماي آهن هاي بريس و در تابستان گرماي آن و پوشيدن شلوار اضافي ، فشار بريس هائي كه ناقص بوده و چاره اي جز قبول آن نبود مسائل معلولین را برای من قابل درک می نمود ، و با تمامي مشكلاتي كه يك انسان سالم دارد مشكلات محدوديتهاي حركتي دو صد چندان به معلول فشارمی آورد مثل عدم دفاع در مقابل نااهلانی كه در كوچه و خيابان وجود دارند ومزاحمت ایجاد می کنند و در مقابل بسياري حق خوريها وصرفا"به دلیل معلولیت که ایجاد می شود همه وهمه علاوه بر مشكلات ساير افراد جامعه بر آنها زندگی را سخت وجانفرسا می نمایاند . در زندگي مشترك نمي تواند كمكي به همسرش در جابجائي وسایل منزل كند نمي تواند فرزند خود را در بغل گرفته و در خيابان و يا پارك حركت كند . يك معلول با دوبل بريس بلند نمي تواند به مهماني برود و اگر هم برود براي ورود و نشستن درمهمانیها با خجالت ومشکلات زیادی روبرومیشود و اگر اينشو داشته باشد در حضور همه با نگاههاي مات و بعضي اوقات كلماتي مانند آخ و نچ نچ و آه و... بايد كفش خود رادر بياورد دستشویي نمي تواند برود تا همه شام بخورند وسریعا" به منزل خود كه تا حدودي آنرا مناسب سازي كرده (البته اگر خانه اي داشته باشد ؟!!! ) برگردد و با اعتراض فرزندان و همسرش روبرو شود . معلول درعروسي و يامراسم ختم ،هميشه در حاشيه است نمي تواند كمكي باشد و حضور خود را مزاحمتي براي ديگران احساس مي كند و اگر هم روحيه اي قوي داشته باشد و حضور پيدا كند حقيقت تغييري نمي كند و نامناسب بودن محل هاي عزاداري و عروسي را تغييري نمي دهد سالن هاي مراسم اكثراً پله دارند و سرويس بهداشتي نيز بسيار نامناسب است و حضور يك معلول بادوبل بريس بلند با دوبل عصا بسيار زجر آور است اما حضور پيدا مي كند زیرا همسر و فرزندانش گناهي ندارند كه او همسر و پدر آنها شده است . كلاً زندگي يك معلول با دوبل بريس و دوبل عصا قدم به قدم زجر و ناراحتي است اكثر ته عصا ها غير استاندارد بوده و ليز مي خورد و هر آن امكان دارد فرد معلول زمين بخورد و با سختی و استفاده از مهارتهايي كه در طول زندگي بدست آورده در جامعه حضور پيدا مي كند و هيهات از روزي كه در محل كار به او گير بدهند و همكاران او حسرت دير آمدن او را بخورند ؟!!! در منزل وقتي مهمان ميآيدبا نگاههايي كه به پا هاي او خيره مي شود و از باريكي و كوچكي آن حيرت ميكنند و نچ نچ و آه آه ميكنند اورا می ازارد، يك معلول با دوبل بريس بلند كه در منزل مجبو راست بدون بريس و يا اكثراً به علت كوچكي منزل خودش را روي زمين بكشد تا به دستشوئي برود آيا كسي حاضر است جاي خود را با ا وعوض كند ؟!!!!!

 به اميد روزي كه همه معلولين را بفهمند .

لینک