اولويت ها در امور معلولين   

مدتي است برخي از دوستان به دنبال اين هستند كه لايحه اي را تحت عنوان قانون حمايت هاي اجتماعي از طريق دولت در مجلس طرح كنند. ضمن تقدير از اين حركت به نظر ميرسد بايستي به اين مسئله با تامل بيشتري نگاه شود واز زواياي مختلف بررسي وتجزيه و تحليل شود، كه به برخي از انها به طور اجمال اشاره مي شود.

  • تحقيقات و تجربه ثابت كرده كه قوانين به عنوان يك مشكل مهم هيچگاه در مسائل معلولين مطرح نبوده وشايد بهتر باشد بگوئيم در اولويت نبوده ودر پژوهشي كه در اين زمينه در يكي از استانها انجام شده قوانين و مقررات در درجه بندي در رتبه نهم قرار گرفته است .

  • چرا قانون جامع حمايت ار حقوق معلولان را كه حاصل زحمات زياد تشكلهاي معلولين ، دولت ،مجلس و... بوده را دنبال نكنيم كه هم نقايصش برطرف شود وهم اينكه كليه موادش اجرايي شود.

  • حداقل در طول دو دهه گذشته ديديم كه در بسياري از زمينه ها قوانين و مصوبات دولتي وجود داشته ولي هميشه در اجرا دچار مشكل بوديم لذا با توجه به اينكه يكي از شعارهاي اصلي دولت نهم عدالت محوري است چرا با تلاشهاي مضاعف و هم سو موانع اجرايي كه همواره وجود داشته برطرف نشود ويقينا" اگر همين قوانيني كه در حال حاضر وجود دارد به طور كامل اجرا شود بسياري از مشكلات معلولين حل خواهد شد. لذا به نظر ميرسد كه اگر تشكلهاي معلولين وسازمانهاي دولتي كه به نوعي وظيفه پي گيري را به عهده دارند با تعيين يك راهبرد واحد ومعين وبا تقسيم وظايف به طوري كه مكمل هم باشند مسائل رادنبال كنند بهتر جواب ميدهد تا اين همه تشتت وصرف انرژي در راههاي مختلف و گاها" در تضاد وتقابل با هم كه نهايتا راه رسيدن به هدف را طولاني وشايد هم غير ممكن مي سازد.

  • در جايي كه هنوز مشكلات مديريتي ، فرهنگي ونگرشي ، نگاه پيشگيرانه به مسائل، وظايف موازي دستگاهها وگاها" در مقابل هم، ضعف امار واطلاعات،جايگاه بي ثبات تشكلها در جغرافياي قدرت،بودجه واعتبارات و روند معيوب تخصيص ان،فقدان ضمانت هاي اجرايي در قوانين ومقررات ،فقدان يك برنامه جامع توانبخشي و ... وجود دارد بحث هاي ديگر لازم است ولي در اولويت نيست .

  • به نظر ميرسد جايگاه خالي يك شوراويا مجمع عالي كشوري كه بتواند سياست هاي واحد ويكساني را براي كليه نهادها ودستگاهها در سطح كشوردر حوزه معلولين وتوانبخشي تعيين نمايد وهمه نيز موظف به پيروي از ان باشند حس مي شود ودر مقابل دولت ومجلس نيز مشروعيت ومقبوليت لازم را فراهم نمايند .

  • بعد از قريب به 27 ماه از تصويب قانون جامع معلولين هنوز بسياري از دستگاهها از ان اطلاع ندارند پس چگونه قوانين جديد ومتعدد را گردن مي نهند وايا بهتر نيست يك قانون جامع داشته باشيم و نقايص و كمبودهاي ان را در قالب الحاقيه واصلاحيه بر طرف نمائيم وهمه نيز تلاش كنند كه يك قانون بي نقص وجامعي داشته باشيم تا همه ملزم به اجراي ان باشند .

 

لینک
   نواوری   

 تاكنون چندين باردر خصوص خلاقيت ونواوري به ويژه در توانبخشي صجبت كرديم واشاره شد كه در اين زمينه مشكلات جدي در كشورمان وجود دارد كه بايستي تلاش زيادي  صورت گيرد كه يك نمونه ان بي بهره بودن معلولين كشورمان از فن اوري وتكنولوژي هاي روز وبه خصوص از نوع بومي ان مبباشد در همين ارتباط مصاحبه اي از اقاي دكتر سليمي در سايت اينده نگري امده است كه به برخي از اين موانع ومعضلات و راهكارهاي مربوطه اشاره نمودند جالب است ، بخوانيد .

لینک

   تشكر   

از همه دوستان وبزرگواراني كه به صورت حضوري وتلفني ويا از طريق ايميل و وبلاگ بنده را راهنمايي مي كنند واظهار لطف نمودند  تشكر ميكنم حقيقتش را بخواهيد من خودم خيلي احساس گناه مي كنم وبه عنوان يك نبروي تخصصي توانبخشي كه اگر لياقت و توانايي اش را داشته باشم و با قريب به دو دهه  حضور درصحنه هاي مختلف توانبخشي وامور معلولين هميشه حسرت خوردم كه چرا بايد ما اينقدر شرمنده معلولين كشورمان باشيم مگر چه فرقي است بين اين عزيزان ومعلولين خيلي از كشورهاي ديگرنه اينكه منكر خيلي از زحمات شوم ولي واقعيت اين است كه ما خيلي ازفرصت ها را از دست داديم وميدهيم وخيلي ازاصول را كنار گذاشتيم وبه غير اصول چسبيديم وفكر ميكنيم خدمت ميكنيم و اتفاقا" مشكل ازما نيروهاي توانبخشي شروع ميشود كه اجازه ميدهيم هركسي كه از راه رسيده  واصلا" نمي داند معلول كيست وچه ميخواهدهر طور دلش خواسته و سليقه اش ايجاب كرده عمل نمايد ونه تنها مقاومتي نكرديم بلكه با توجيهاتي كه همواره با خودمان داشتيم يا خود را كنار كشيديم ويا همراه شديم ويا ... البته هستند افرادي كه تحت هيچ شرايطي قداست وحرمت وافتخار در خدمت معلولين بودن را با هيچ چيزي معامله نكردند و نمي كنند ولي كم هستند و اين كافي نيست  شايد يك انقلاب ودگرگوني جدي در امور معلولين وتوانبخشي در كشورمان بايد صورت بگيرد و در خيلي از زمينه ها بايد ازنو شروع كرد واينگونه حركت هاي لاك پشتي روزمره  دردي رادوا نمي كند و واقعا" نمي دانم ،بعضي وقتها از افرادي هم كه توقع داشتيم  مرهمي را نديديم چه رسد به غريبه ها .

لینک
   ابداع دانشمندان ايراني ومعلولين ضايعه نخاعي   

همانطوري كه مطلعيد چند نفر از عزيزان مركز تحقيقات دانشگاه علوم پزشكي تهران بعد از سالها تحقيق ومطالعه توانستند با تزريق سلول شوان به محل قطع نخاع در 9 نفر از معلولين نخاعي مجددا" توانايي حسي و حركتي را به انها باز گردانند واين اقدام از زواياي مختلف وبا ديدگاههاي متفاوت قابل بحث وبررسي است ولي نكته مهم اين است كه چه كنيم كه اينگونه نواوريها وابداعات تداوم داشته باشد.

ابتدا بايد خسته نباشيد وخدا قوت به اين عزيزان گفت كه كاري كردند كارستان وبراي ابد نام اين بزرگواران در علوم پزشكي وتوانبخشي ودر قلب وروح معلولين ضايعه نخاعي جاودانه خواهد ماند كه حيات دوباره اي را به انها بخشيدند واز طرفي با اين كارشان نه تنها غرور وافتخار را نصيب ايرانيان كردند بلكه مهر تائيدي زدند بر توانمنديهاي ايرانيان كه اگر اراده كنند مي توانند وبه ويژه وظيفه متخصصين را سنگين تر نمودند چرا كه اثبات كردند با ممارست و مطالعه وتحقيق وپژوهش ميشود گره هاي ناگشوده علوم را باز نمود .

همانطوري كه اعضاي تيم تحقيقاتي در چند روز گذشته اعلام كردند همه معلولين ضايعه نخاعي نمي توانند كانديد اين عمل باشند وبراي افراد خاصي مثل سالم بودن نخاع در قسمت هاي بالا وپائين محل ضايعه ويا داشتن حداقل يك حس وحركت بسيار ضعيف و... قابل اجراست ولي نكته مهم اين است كه اين راه گشوده شد و يقينا" با حمايت هاي لازم دست اوردهاي ديگر ان نيز در اينده نمايان خواهد شد.البته در بسياري از خدمات وقتي علم جراحي و پزشكي پاسخ نداده علوم مهندسي به كمك بيماران ومعلولين امده وتلاش نموده كه تا حد ممكن توانايي انها را افزايش دهد لذا براي ان دسته از معلولين ضايعه نخاعي كه به اين روش ها  جواب نمي دهند ميشود از طريق مهندسي توانبخشي اقدامات خوبي انجام داد از جمله  انواع ارتزهاي پيشبرنده هستند كه تاكنون نيز در ايران تعدادي از متخصصين ارتز وپرو تز روي ان كار كردند ولي نياز به تحول بيشتري دارد تا بتواند نتيجه مطلوب حاصل شود واميدواريم به ياري خداوند متعال در اينده نزديك شاهد ابداعات جديد در اين حوزه نيز باشيم.

تجربه نشان داده كه در كشورمان نواوريها واختراعات بيشتر از اينكه از يك جريان و سيستم هدايت شونده وبرنامه ريزي شده بروز نمايد معمولا" از تلاشهاي شبانه روزي شخصي وفردي نخبگان نشا ت ميگيرد لذا اگر بخواهيم اين روند را سريع تر كنيم ودر همه علوم گسترش دهيم بايد به عنوان يك راهبرد به ان نگاه كنيم ودر عين حال به تربيت نيروهاي خلاق و مبتكر بپردازيم وبا دادن ميدان عمل لازم به انها شرايط ظهور اينگونه اقدامات را فراهم نمائيم .

سالهاست كه در مهندسي توانبخشي نتوانستيم همپاي بسياري از كشورها پيشرفت داشته باشيم به عنوان نمونه چرا علي رغم نيازي كه وجود دارد هنوز نتوانستيم در زمينه اندامهاي مصنوعي الكتونيكي وهوشمند اقدامي انجام دهيم به اين دليل كه ما نتوانستيم به موازات هم در علومي مثل توانبخشي ، مواد، الكترونيك و ... رشد كنيم لذا طبيعي است كه اين علوم نتوانند به نيازهاي يكديگر پاسخ گويند.پس ضروري است در اين زمينه تدابير منطقي تر وكارامد تري را بايد لحاظ كنيم.  

 

    

 

لینک